شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
مقدمه 22
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
كرا گذر چو سوى بوستان بود بيند * گل از طراوت رخساره داده رونق خار اگرنه دست به مشاطگى برآرد باد * نقاب غنچه كه بردارد از رخ گلنار بحر هزج سالم مثمن صبا پيغام فروردين چو سوى بوستان آرد * مفاعيلن مفاعيلن عروس گل نقاب غنچه از رخساره بردارد * مفاعيلن مفاعيلن معطرست ز بس بوى خوش كه سوخت نسيم * مشام خاك به مشك ختا و عود و قمار ذبول نرگس بيمار بين كه هر ساعت * ميان بستان گويى ز تشنگى است نزار كند حكايت باد صبا از آن قبل است * كه روحپرور و دلبند شد مزاج بهار اگرچه شهره به عنبرفشانى است نسيم * دمش چو آب حيات است زندگانى بار رمل سالم مثمن بسكه هر ساعت كند باد صبا عنبر فشانى * فاعلاتن فاعلاتن خاك بستان روحپرور شد چو آب زندگانى * فاعلاتن فاعلاتن همه زمين نگر از سبزه چون دم طوطى * همه جهان نگر از لاله همچو ديدهء سار ازين سپس من و دربر كشيده ماه ختن * وزين سپس من و در كف گرفته جام عقار حرام گشت به هر جانبى شدن بىدوست * غرامت است به هرگوشهاى شدن بىيار سحاب ساخته تختى زمرد اندر باغ * فكنده ناميه فرش عقيق در گلزار انين فاخته بر شاخ سرو ساخته رود * بپاى سرو درانداخته صبا دستار رجز سالم مثمن از سبزه در هر جانبى تختى زمرد ساخته * مستفعلن مستفعلن از لاله در هر گوشهاى فرشى عقيق انداخته * مستفعلن مستفعلن نسيم داد نويد نشاط موسم عيش * بيا و باده بيار اى نگار شيرين كار بيار مى رنگين كه آمد اندر جام * چو لعل آن صنم گل رخ شكر گفتار يك امشب از مدد و فصل نوبهار طلب * حيات جان ز لب لعبتان لاله عذار سريع مطوى مكشوف موسم عيش آمد و فصل بهار * مفتعلن مفتعلن فاعلان باده بياراى صنم گلعذار * شميم پيرهن گل نگر نعيمآسا نسيم طرهء شمشاد بين بهشت آثار * دهان لاله پر از لعل گشته در اصقاع نسيم تافته زلف بنفشه در ازهار